شمس الدين احمد
53
خزائن الملوك ( فارسى )
و از قرب طحال گذشته به بيغولهء ران چپ نزديك شده باز بسوى راست گرديده و برابر مهره قطن آمده فروسو گرائيده و بمستقيم پيوسته و اين روده بوساطت صفاق مربوطست و بايد دانست كه آنچه بسوى چپ نزديك سپرز رسيده بغايت تنگ شده است و فراهم آمده و از آنست كه وقت آماس سپرز ثفل و باد از روده به آسانى مستخرج نمىتواند شد الا بماليدن پهلوى چپ و تسميهء قولون از قولنج مشتق است از قبيل تسمية الشئ باسم الحال و ششم مستقيمست و آن فراخترست قريب بفراخى معده تا مخزن ثفل باشد و وقت خروج ثفل از ان به آسانى برآيد و مستقيم از ان گويند كه وى از قولون تا مقعد راست واقع شده بىاعوجاج و از فرازين بذريعهء صفاق بعجز چسپان شده و قدام حصهء بالائى آن حالب ايسر و قدرى حصهء امعاى دقاق و پيش حصهء زيرين آن در مردان اسفل مثانه و در نسوان عنق الرحم و در خلف عظم العجز واقع مىباشد و بجانب پائين آن گرد حلقهء مقعد عضلهايست كه او را يونانيان شرج و انگلستانيان محيط الفقحهء ظاهره مىنامند و عضلهء مذكوره عند التبرز مسترخى مىشود تا منفذ بكشايد و ثفل برآيد و باز پس از انفراغ حاجت منقبض گردد تا انغلاق در منفذ روى دهد و منفعت عام جمله امعاى مذكور الصدر دفع فضله است بست و چهارم كليتين اما كليتين كه بانگريزى گدنيز ؟ ؟ ؟ و به فارسى و هندى گرده نامند هر واحد مؤلف است از لحم صلب قليل الحمرة و شحم و آورده و شرائين و در نفس خود حس نمىدارد و غشاى غليظ ذو الحس كثير بر ان محتوى شده و هريك كليه به شكل نصف دائره است كه سطح پيشين آن محدب و سطح پسين آن پهن موضوع گشته و موضع آنها بر هر دو پهلوى عمود الفقرات مقابل دو فقرهء پائين صلب و دو فقرهء فرازين قطن خلف غشاى صفاق ما بين كلغى عظم الحرقفه و قبرغهء يازدهم بالاى حصهء زيرين حجاب حاجز و عضلات مربعيهء قطنيه و قطنيهء كبيره مغلوف بغشاى رقيق دسم ؟ ؟ ؟ در كمرگاه واقعست و مربوط بروابط گرديده و كليهء يمنى نسبت بكليهء يسرى اندكى زيرتر واقع مىباشد و نفع كليتين جذب فضلهء كبديست و انصباب مائيت آن سوى مثانه و كيفيت آن بدين نهجست كه در باطن هر واحد كليه تجويفيست كه مائيت فضلهء كبدى بتوسط عروق كه گروهى از پيروان اطباى يونان آن را عنقين كليتين و جماعتى طالعين مىنامند در ان مىآيد و مائيت مذكور ممتزج به خون مىباشد پس كليتين خون را از آب بالاستقصا جدا مىكنند و جزو صافى آن را به دل و ريه تبليغ نمايند و جزوى را صرف غذاى خودها مىسازند و آب خالص را بمثانه ريزند بوساطت حالبين و حالبين عروق انانيب مانند فىمابين كليتين و مثانه بر سبيل توريب واقع